محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى

437

مخزن الأدوية ( ط . ج )

الوان مىباشد قسمى ذبابى است يعنى رنگ آن شبيه به ذباب اخضر است نه آنكه بر حامل آن ذباب نمىنشيند چنانچه بعضى گمان كرده‌اند و اين قسم بهترين اقسام و صاف و شفاف و آب آن متموج و رقصان مىباشد و صورت چشم مخفى در آن مريى مىگردد و اين را صعيدى نامند كه از صعيد مصر آورند و قسمى ريحانى است يعنى رنگ آن شبيه به رنگ برگ ريحان و اين را زمرد نو نامند و قسمى فستقى است يعنى سبز مايل به سياهى و اين را زمرد كهنه نامند و قسمى سلقى يعنى شبيه به رنگ برگ سلق و قسمى زنجارى شبيه به رنگ زنجار و قسمى كراثى شبيه به رنگ برگ كراث و قسمى ديگر صابونى يعنى به رنگ صابون سبز مايل به سفيدى است و اين بدترين اقسام است و بهترين همه سبز پر آب شفاف صلب آنست كه آميخته به سنگريزه و طلقى نباشد يعنى در جرم آن ريزه‌هاى سنگ نباشد و نيز بعضى مواضع آن براق مانند طلق نباشد . طبيعت اقسام آن : در دويّم سرد و در سيّم خشك و قوّت آن مدتى مديد مىماند . افعال و خواص آن : مفرح و مقوى حرارت غريزى و ارواح و دل و دماغ و كبد و معده و رافع صرع و هم و غم و حزن و خفقان و ذات الجنب و ذات الريه و نزف الدم و اسهال دموى و سموم قتاله و نهش هوام و استسقا و يرقان و حبس البول و تفتيت سنگ گرده و مثانه و جذام هر چند كه متقرح و اطراف ريخته باشد شرباً و تعليقاً و چون شخصى كه زهر خورده و يا جانورى سمى او را گزيده باشد قبل از سرايت به جميع اعضا مقدار هشت شعير آن را نرم سوده بخورد زهر بر آن كارگر نشود و امان يابد از افتادن مو و جدا شدن پوست بدن و اكتحال آن جهت تقويت بصر و رفع سبل و مداومت نظر كردن بر آن رافع كلان بصر و تعليق آن و پوشيدن انگشترى آن جهت منع صرع در مصروع و لهذا ملوك آن را علاقه و گردن بند اطفال مىنمايند از حين ولادت و چون انگشترى از طلا باشد جهت رفع طاعون مؤثر و طلاى آن جهت سعفه و قروح خبيثه مفيد و چون يك مثقال آن را در انگشترى ممزوج از طلا و نقره كه بالمناصفه دو مثقال باشد در طالع ميزان كه آفتاب در برج هوايى باشد نصب كنند و بپوشند باعث قبول دلها و هيبت در نظرها و قضاى حوايج مجرب دانسته‌اند و خواص و منافع بسيار ديگر بدان منسوب مىدارند مانند آنكه مىگويند چون به طعام زهردار رسد عرق كند و حامل آن تنگى معيشت نيابد و چون افعى را نظر بر آن افتد كور شود و بعضى گويند آب از چشم افعى جارى گردد و كور نشود و غير اينها از خواص و منافع و حال آنكه هيچ يك اينها اصلى ندارند زيرا كه در هنگام توانگرى اكثرى مردم به قيمت بسيار اعلى خريده‌اند و بعد از آنكه فقير و دست تنگ شده هم آن را به قيمت بسيار نازل فروختند و مجربين آن را بر چشم افعى ماليدند مكرر و كور نشد . مقدار شربت آن : در رفع سموم يك دانگ و در نزف الدم يك قيراط . بدل آن : در دفع سموم زبرجد و در رفع اسهال مرجان است . زمور به ضم زاى و ميم و سكون واو و راى مهمله اسم فارسى زفت يابس است و در دلك مغسول را زمور لاك نامند و مستعمل زرگران است . افعال و خواص آن : در احتباس حيض بيعديل و مقدار يك مثقال آن را با زرده تخم مرغ نيمبرشت از مجربات است جهت نزف الدم هر عضو نيز . فصل الزاء مع النون زنبا به فتح زاى و سكون نون و باى موحده و الف لغت فارسى است ماهيت آن : گياهى است كثير الوجود در رى در تابستان مىكارند و در اوايل زمستان مىرويد . طبيعت آن : بسيار گرم و تند و تيز . افعال و خواص آن : موجب حرارت بدن به نحوى كه مستعمل آن از سردى هوا متضرر نگردد و جهت درد سر بارد و حدت بصر و پراكنده كردن رياح و بر طرف كردن آنها به قوّت شرباً و نطولًا نافع . مضر به دماغ و خان آن مغثى به شدت به خلاف جوش داده آن و مصلح آن در سركه پختن و با كاسنى و ساق كاهو و مكيدن انار چاشنىدار و سفرجل عقب آنست . زنجار به فتح زاى و سكون نون و فتح جيم و الف و راى مهمله معرب زنگار فارسى است . به يونانى قينطوس و معنى آن مجرود بود . ماهيت آن : زنگ مس است و انواع مىباشد معدنى و غير معدنى مصنوع . معدنى آن در معدن مس تكون مىيابد و به يونانى اين را بارسقاريس نامند و عبارت از دهنه مسى است و نوع ديگر آنست كه در مغازه قبرس نزد طلوع شعرى مقطر مىگردد و منجمد مىشود و اين خالى از آميزش به خاك و سنگريزه نيست و همچنين گرانى آن و اين هر دو ردى و استعمال آن مجوز نيست در انسان و مصنوع آن اقسام است يكى آنست كه سرپوش مسى را بر ظرف سركه تند به نحوى گذارند كه بخار آن از سرپوش بيرون نرود و بعد از هجده روز يا زياده بردارند آنچه زنگ بر